برچسب ها: 

این جستار شامل 1 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  امیرحسین ستوده بیدختی در 2 ماه پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #9340

    در این مبحث به بررسی وموضوعات پیرامون مدیریت دارایی پرداخته می شود.

  • #10051

    مقدمه:
    هزينه هاي طراحي، تدارك كالا، ساخت، راه اندازي، بهره برداري، نگهداري و توقف بهره برداري و اسقاط تجهيزات در شركتهاي صنعتي سرمايه بر از قبيل يوتيليتي ها، صنايع نفت و گاز، صنايع شيميايي، صنايع معدني، صنايع نظامي، صنايع هوايي و فضايي، مخابرات و … نسبت به ساليان گذشته افزايش يافته و علاوه بر كاهش سود سرمايه گذاري باعث كاهش نرخ بازگشت سرمايه مي گردد كه اين موضوع مي تواند با توقفها و تأخيرات ناخواسته در طي هر يك از مراحل مذكور نيز تشديد گردد.
    در بيشتر اين شركتها علاوه بر چالشهاي مذكور، رقابت نيز در میان هر نوع از شركتها نسبت به گذشته به شدت افزايش يافته و اين شركتها براي بقا و حفظ حداقل سوددهي مجبور به افزایش كيفيت محصول و سطح خدمات ارائه شده به مشتریان در عین تثبيت قيمتها شده اند. از طرفي علاوه بر تشديد رقابت در بين شركتهاي فوق الذكر، تشديد سياستها و محدودیتهای دولتي به ويژه در قیمت گذاری محصول و خدمات، افزایش و تشديد مقررات و محدوديتهاي HSE و غیره بر چالشهاي موجود افزوده است به گونه اي كه تخطي از آنها يا موجب تحميل جريمه هاي سنگين شده و يا باعث توقف بهره برداري مي گردد. از اينرو ضروري است كه اين شركتها به گونه اي مديريت گردند كه علاوه بر سازگاري با مقررات و محدوديتهاي مذكور، با كاهش هزينه ها در تمام مراحل طول عمر تأسيسات و سيستمهايشان همچنان سودده و اقتصادي باشند.
    ضمناً واحدهاي نگهداري اين شركتها با مشكلات مشتركي از قبيل مديريت نامطلوب كار، چالش با دستورالعملها و رويه هاي ايمني، عدم تخصيص و بكارگيري مناسب گروههاي كاري، محدوديتهاي بودجه و نيروي انساني و مهمتر از همه محيطهاي كاري سازماندهي نشده مواجه هستند. برآورد مي شود كه جستجوي دستورالعملها، نقشه ها و اسناد، اخذ مجوزهاي كار و هماهنگي با واحدهاي حسابداري، تداركات كالا و انبارداري در حدود يك سوم زمان مفيد واحدهاي نگهداري را تلف مي كند.
    يكي از راهكارهاي مورد توجه در سالهاي اخير، پياده سازي سيستمهاي مديريت دارايي هاي فيزيكي در شركتهاي صنعتي مي باشد. اين سيستمها بر اساس مديريت هر يك از دارايي هاي فيزيكي شركت از كوچكترين تا عظيم ترين دارايي ها عمل نموده و با پايش دارايي ها در فازهاي طرح ريزي، طراحي، خريد، ساخت، راه اندازي، بهره برداري، نگهداري و اسقاط از وضعيت آنها آگاه شده و با اطلاعات كامل، نسبت به اتخاذ تصميم مقتضي در هر مرحله اقدام مي نمايد كه اين فرايند علاوه بر كاهش زمان مراحل خريد، ساخت و راه اندازي موجب كاهش زمانهاي توقف بهره برداري و به تبع آنها افزايش ميزان فروش شده و با نگهداري بهينه باعث كاهش هزينه هاي تعمير و نگهداري مي گردد. از طرفي با پايش مداوم دارايي ها در زمان بهره برداري امكان بروز حوادث ناشي از خرابي و صدمات زيست محيطي به حداقل رسيده و موجب رضايتمندي قانونگذاران خواهد شد. تا قبل از اين براي نگهداري اين گونه شركتها تنها از سيستمهاي CMMS (Computerized Maintenance Management System) استفاده مي شده كه فوايد محدودي داشته است در حاليكه يك سيستم مديريت جامع نگهداري همچون مديريت دارايي هاي فيزيكي مي بايست علاوه بر جنبه هاي عملكردي، همه جنبه هاي اقتصادي و تجاري شركت را در نظر بگيرد. مديريت دارايي هاي فيزيكي يك شيوه تلفيقي است كه موجب صرفه جويي قابل ملاحظه هزينه ها و بهبود عملكرد سرمايه مي شود.

    هزينه هاي طراحي، تدارك كالا، ساخت، راه اندازي، بهره برداري، نگهداري و توقف بهره برداري و اسقاط تجهيزات در شركتهاي صنعتي سرمايه بر از قبيل يوتيليتي ها، صنايع نفت و گاز، صنايع شيميايي، صنايع معدني، صنايع نظامي، صنايع هوايي و فضايي، مخابرات و … نسبت به ساليان گذشته افزايش يافته و علاوه بر كاهش سود سرمايه گذاري باعث كاهش نرخ بازگشت سرمايه مي گردد كه اين موضوع مي تواند با توقفها و تأخيرات ناخواسته در طي هر يك از مراحل مذكور نيز تشديد گردد.
    در بيشتر اين شركتها علاوه بر چالشهاي مذكور، رقابت نيز در میان هر نوع از شركتها نسبت به گذشته به شدت افزايش يافته و اين شركتها براي بقا و حفظ حداقل سوددهي مجبور به افزایش كيفيت محصول و سطح خدمات ارائه شده به مشتریان در عین تثبيت قيمتها شده اند. از طرفي علاوه بر تشديد رقابت در بين شركتهاي فوق الذكر، تشديد سياستها و محدودیتهای دولتي به ويژه در قیمت گذاری محصول و خدمات، افزایش و تشديد مقررات و محدوديتهاي HSE و غیره بر چالشهاي موجود افزوده است به گونه اي كه تخطي از آنها يا موجب تحميل جريمه هاي سنگين شده و يا باعث توقف بهره برداري مي گردد. از اينرو ضروري است كه اين شركتها به گونه اي مديريت گردند كه علاوه بر سازگاري با مقررات و محدوديتهاي مذكور، با كاهش هزينه ها در تمام مراحل طول عمر تأسيسات و سيستمهايشان همچنان سودده و اقتصادي باشند.
    ضمناً واحدهاي نگهداري اين شركتها با مشكلات مشتركي از قبيل مديريت نامطلوب كار، چالش با دستورالعملها و رويه هاي ايمني، عدم تخصيص و بكارگيري مناسب گروههاي كاري، محدوديتهاي بودجه و نيروي انساني و مهمتر از همه محيطهاي كاري سازماندهي نشده مواجه هستند. برآورد مي شود كه جستجوي دستورالعملها، نقشه ها و اسناد، اخذ مجوزهاي كار و هماهنگي با واحدهاي حسابداري، تداركات كالا و انبارداري در حدود يك سوم زمان مفيد واحدهاي نگهداري را تلف مي كند.
    يكي از راهكارهاي مورد توجه در سالهاي اخير، پياده سازي سيستمهاي مديريت دارايي هاي فيزيكي در شركتهاي صنعتي مي باشد. اين سيستمها بر اساس مديريت هر يك از دارايي هاي فيزيكي شركت از كوچكترين تا عظيم ترين دارايي ها عمل نموده و با پايش دارايي ها در فازهاي طرح ريزي، طراحي، خريد، ساخت، راه اندازي، بهره برداري، نگهداري و اسقاط از وضعيت آنها آگاه شده و با اطلاعات كامل، نسبت به اتخاذ تصميم مقتضي در هر مرحله اقدام مي نمايد كه اين فرايند علاوه بر كاهش زمان مراحل خريد، ساخت و راه اندازي موجب كاهش زمانهاي توقف بهره برداري و به تبع آنها افزايش ميزان فروش شده و با نگهداري بهينه باعث كاهش هزينه هاي تعمير و نگهداري مي گردد. از طرفي با پايش مداوم دارايي ها در زمان بهره برداري امكان بروز حوادث ناشي از خرابي و صدمات زيست محيطي به حداقل رسيده و موجب رضايتمندي قانونگذاران خواهد شد. تا قبل از اين براي نگهداري اين گونه شركتها تنها از سيستمهاي CMMS (Computerized Maintenance Management System) استفاده مي شده كه فوايد محدودي داشته است در حاليكه يك سيستم مديريت جامع نگهداري همچون مديريت دارايي هاي فيزيكي مي بايست علاوه بر جنبه هاي عملكردي، همه جنبه هاي اقتصادي و تجاري شركت را در نظر بگيرد. مديريت دارايي هاي فيزيكي يك شيوه تلفيقي است كه موجب صرفه جويي قابل ملاحظه هزينه ها و بهبود عملكرد سرمايه مي شود.

    1. چالشهاي تجاري شركتهاي صنعتي:

    در حال حاضر شركتهاي صنعتي با چالشهاي متعددي مواجه هستند كه عبارتند از:
    –رضايتمندي مشتريان:
    در فضاي كنوني مشتريان هر نوع از محصولات و خدمات در انتخاب شركت ارائه دهنده آگاه تر شده و به راحتي قادر به تغيير گزينه موجود و انتخاب جديد هستند. لذا از آنجا كه جذب مشتري جديد خيلي بيش از حفظ مشتري موجود هزينه در بر خواهد داشت (حدود 5 برابر) اين شركتها مجبورند كه براي نقش مشتري در توسعه و بهبود خدمات و به تبع آن بهبود عملكرد شركت اهميت ويژه اي قائل باشند و محصولات و خدمات خود را ارزانتر، سريعتر و با كيفيت بالاتري ارائه نمايند. از طرفي مشتريان جديد نيز با توجه به دانش و آگاهي رو به رشدشان در صورت ارائه محصولات و خدمات ارزانتر، سريعتر و با كيفيت تر از سوي يك شركت جديد جذب آن شده و شركتها را مجبور به توسعه و بهبود عملكردشان مي نمايد.
    –رضايتمندي قانونگذاران:
    قوانين تحميلي از سوي قانونگذاران هزينه هايي است كه عمدتاً منافع مالي آشكاري براي شركتهاي صنعتي در بر ندارد ولي پذيرش و اعمال آن الزامي بوده و تخطي از آن موجب جريمه هاي سنگين يا تعطيلي فعاليت شركت مي گردد.
    –رضايتمندي مالك/سهامداران:
    عملكرد تجاري يك شركت صنعتي در راستاي تحقق اهداف و انتظارات ديكته شده از سوي قانونگذاران بسيار اهميت دارد. اگر عملكرد تجاري يك شركت بهتر از اين انتظارات باشد مالك/سهامداران سود برده و در غير اين صورت زيان مي بينند. بدون دسترسي پيوسته به همه جزئيات اطلاعات مالي مرتبط با سرمايه گذاريهاي مور نياز و نيز هزينه هاي نگهداري دارايي ها، پيش بيني عملكرد تجاري مورد انتظار قانونگذاران سخت و شايد غير ممكن باشد.
    2. تاريخچه مديريت دارايي:

    عبارت “مديريت دارايي” در صنايع در خلال خصوص سازي صنعت آب و فاضلاب بريتانيا، استراليا و نيوزلند در دهه 1980 مطرح گرديد. بخش خصوصي براي تعيين قيمت واقعي تأسيسات صنعت مذكور و تعيين حداكثر نرخ بازگشت سرمايه در هنگام خريد مجبور به توسعه طرحهاي مديريت دارايي بود. در آمريكا نيز از ميانه دهه 1980 از مديريت دارايي در صنايع نظامي و حمل و نقل استفاده شده و در اين ميان سازمان بزرگراههاي فدرال آمريكا نقش اصلي را در توسعه مديريت دارايي داشته است بطوريكه همكاريش با دپارتمان حمل و نقل ايالتي آمريكا به تأسيس اداره مديريت دارايي منجر شد. در دو دهه اخير مديريت دارايي به سرعت در دنيا توسعه و رونق پيدا نموده و با تلفيق و تركيب با تكنولوژيهاي روز دنيا بويژه فناوري اطلاعات كارآمد تر و بهينه تر گرديده است.
    3. مفهوم مديريت دارايي:

    به هر كالا، تجهيز، ابزار، ساختمان، سيستم، داده و اطلاعات و حتي نيروي انساني كه نيازمند نگهداري يا پشتيباني باشد دارايي گفته مي شود. بطور کلی انواع دارایی عبارتند از:
    – دارايي پولي و اعتباري

    – دارايي فيزيكي

    – منابع انساني

    – دانش و مهارت

    اصطلاح مديريت دارايي در صنعت به معني مديريت جامع همه فازهاي طول عمر يك واحد صنعتي از جمله طرح واحد صنعتي، خريد كالا و تجهيزات، ساخت، بهره برداري، نگهداري، بازسازي و نهايتاً توقف كامل بهره برداري و اسقاط دارايي ها مي باشد به گونه اي كه با ارتقاء فرايند تصميم گيري، حداكثر نرخ بازگشت سرمايه در عين رعايت استانداردهاي اجباري حاصل شود. مديريت دارايي در واقع يك فرايند تجاري است كه با استفاده بهينه از همه منابع موجود توليد ارزش افزوده مي نمايد. براي اين منظور، مديريت دارايي از همه فرايندها، ابزار و اطلاعات و داده هاي موجود استفاده مي نمايد تا دارايي ها را به بهترين نحو مديريت نمايد و در نتيجه مي تواند كل شركت صنعتي را مديريت كند.
    دارايي هاي يك شركت صنعتي سرمايه بر كه مجموعاً از ارزش چند ده يا چند صد ميليون دلاري برخوردار مي باشد به منظور توليد محصول يا تأمين نياز مشتري و ارائه خدمات پشتيباني به آنها و يا تسهيل انجام اين خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد. مالكين شركتهاي صنعتي اين دارايي ها را تدارك، بهره برداري و نگهداري نموده تا به اين منظور دست يابند. لذا يك شركت صنعتي به منظور توليد محصول يا ارائه خدمات و نيز حفاظت از سرمايه هاي خود نيازمند آگاهي كامل از دارايي ها و از اين رو نيازمند سيستمي براي مديريت دارايي هايشان هستند. كمك عمده يك سيستم مديريت دارايي به حداقل رساندن هزينه هاي كلي بهره برداري در عين حفظ قابليت اطمينان بالا در توليد محصول يا تأمين نياز مشتري است.
    4. سطوح مدیریت دارایی

    –مدیریت کوتاه مدت (مدیریت بهره برداری)
    وظایف اصلی یک شركت صنعتي در کوتاه مدت عبارتست از بهره برداری و کنترل شركت در راستای امنیت و قابلیت اطمینان در تأمین نیاز مشتری. پایش و ردیابی به موقع شرایط دارایی ها و رفع عیوبی که منجر به توقف بهره برداری و به تبع آن توفق توليد محصول يا توقف ارائه خدمات به مشتریان می گردد از وظایف بحرانی یک شركت می باشد.
    –مدیریت ميان مدت (مدیریت نگهداري)
    مديريت ميان مدت دارايي ها چيزي جز نگهداري دارايي ها نيست. از آنجا كه نگهداري دارايي ها عملياتي هزينه بر مي باشد به همين منظور اقدامات زيادي براي بهينه سازي برنامه ريزي نگهداري و ايجاد يك سيستم نگهداري بهينه صورت پذيرفته است تا در اقتصادي ترين حالت ممكن موجب تداوم عملكرد مطلوب دارايي ها در عين تحقق نيازهاي مشتريان گردد. برنامه ريزي نگهداري مستلزم ايجاد توازن بين افزايش تعداد ارزيابي هاي شرايط دارايي ها براي تعيين مشكلات بالقوه و به تبع آن ممانعت از خرابي دارايي از يك طرف و كاهش مدت و تعداد توقفهاي بهره برداري از طرف ديگر است.
    –مدیریت بلند مدت (برنامه ريزي استراتژيك)
    مديريت بلند مدت دارايي ها عبارتست از تبيين برنامه هاي توسعه و ارتقاء دارايي ها به گونه اي كه موجب تحقق اهداف عاليه صاحبان شركت گردد. انتخاب چنين برنامه هايي با تحليل وضعيت نيازهاي بخش مصرف به محصولات و خدمات شركت با در نظر گرفتن رشد تقاضا و محاسبه هزينه هاي اقتصادي و مالي مرتبط با هر برنامه انجام خواهد شد. برنامه اي كه حداقل هزينه هاي اقتصادي و مالي را به همراه داشته باشد انتخاب و پياده سازي مي گردد. در دنياي امروز مقوله هايي از جمله قابليت اطمينان و كيفيت تأمين نيازهاي مشتري و محيط زيست به اندازه رشد مصرف مهم بوده و بايد در هر برنامه توسعه لحاظ شود.
    5. استراتژيهاي مديريت دارايي:

    با توجه به اينكه عمدتاً مديريت دارايي بر نگهداري دارايي متمركز است استراتژيهاي نگهداري به عنوان استراتژيهاي مديريت دارايي تلقي مي گردد. لذا در اين بخش به شرح استراتژيهاي نگهداري پرداخته شده است.
    استراتژيهاي نگهداري مشتمل بر روشهاي متفاوتي است كه هر يك هزينه هاي متفاوتي داشته و منجر به قابليت اطمينان متفاوتي در بهره برداري از دارايي ها مي شود. در روش معمول طبقه بندي استراتژيهاي نگهداري از يك سو شرايط فيزيكي دارايي ها و از سوي ديگر اهميت دارايي ها در عملكرد واحد صنعتي مورد توجه واقع مي گردد (شكل 1).

    شكل 1: طبقه بندي استراتژيهاي نگهداري

    ساده ترين استراتژي نگهداري در طبقه بندي مذكور نگهداري اصلاحي (Corrective Maintenance) است. در اين استراتژي هيچ گونه اقدام پيشگيرانه اي انجام نشده و بهره برداري از دارايي ها تا از كار افتادنشان بي وقفه ادامه مي يابد. آنگاه كه بهره برداري از آنها متوقف شد در خصوص تعمير يا تعويضشان تصميم گيري مي شود. هزينه هاي اين استراتژي با توجه به هزينه هاي بالاي تعمير يا تعويض نهايي ممكن است بيشتر از ساير استراتژي ها باشد. ضمناً اين استراتژي از حداقل قابليت اطمينان برخوردار است.
    معمولترين استراتژي نگهداري رايج در دنيا نگهداري مبتني بر زمان (Time Based Maintenance) است. در اين استراتژي، بازرسي و فعاليتهاي نگهداري در دوره هاي زماني مشخصي انجام مي شود. اين دوره هاي زماني يا بوسيله سازندگان دارايي ها تعيين مي گردد يا بر اساس تجربيات بهره بردار مشخص مي شود. اين استراتژي اغلب براي مواردي مناسب است كه عيوبي چون خوردگي، سايش و فرسايش روي دهد يا خواص فيزيكي يا مكانيكي مواد تغيير يافته و استحاله شود. اين استراتژي اگر چه مي تواند هزينه هاي نگهداري بالايي به دنبال داشته باشد ولي بسته به تعداد دوره هاي زماني بازرسي و نگهداري از قابليت اطمينان قابل قبولي برخوردار است.
    شرايط فيزيكي دارايي ها بوسيله شاخصهاي معيني توصيف مي شود كه زير بناي يك استراتژي نسبتاً نوپا در نگهداري است كه به نگهداري مبتني بر شرايط (Condition Based Maintenance) موسوم است. زمان و نحوه نگهداري در اين استراتژي بر اساس اين شاخصها تعيين مي گردد. دستاورد اين استراتژي قابليت اطمينان بالا و هزينه هاي نگهداري متوسط است.
    با توجه به اينكه در برخي صنايع، قابليت اطمينان نقش كليدي ايفا مي كند لذا استراتژي نگهداري مبتني بر قابليت اطمينان (Reliability Centered Maintenance) بهترين استراتژي نگهداري مي باشد. در اين استراتژي نه فقط شرايط فيزيكي دارايي ها مد نظر است بلكه اهميت و تأثير آنها بر عملكرد صنعت نيز مورد توجه قرار مي گيرد. اين استراتژي علاوه بر تعيين تقدم و تأخر فعاليتهاي نگهداري ابزاري كارآمد براي تعيين نوع نگهداري اعم از تعويض و يا تعمير است. اين استراتژي در صورت لحاظ تبعات اقتصادي فعاليتهاي مختلف نگهداري به خلق يك استراتژي جديد موسوم به نگهداري مبتني بر ريسك (Risk Based Maintenance) منجر مي شود.
    6. اجزاء یک سیستم مدیریت دارایی

    اجزاء فرعي يك سيستم مديريت دارايي عبارتند از اهداف، سياستها، پايگاه داده ها و اطلاعات دارايي ها، روش ارزيابي شرايط فيزيكي دارايي ها، مدل پيش بيني عملكرد و شرايط دارايي ها، مدل تخصيص منابع و تحليل سرمايه گذاري، مدل تعيين قيمت دارايي ها، بهينه سازي، توسعه و پايش عملكرد و بازخورد نتايج به سيستم. اجزاء اصلي يك سيستم مديريت دارايي عبارتند از:
    –استراتژي مديريت دارايي:
    استراتژي مديريت دارايي مسير حركت در مديريت دارايي را مشخص مي كند بطوريكه با كمترين هزينه به بيشترين دستاوردها دست يابد.
    –فرايندهاي MRO:
    فرايندهاي MRO (Maintenance, Repair and Operation) به فرايندهايي گفته مي شود كه با بهره گيري از آنها مي توان به حداكثر كارايي و عملكرد بهينه دست يافت.
    –تكنولوژيهاي مديريت دارايي:
    تكنولوژيهاي مديريت دارايي به تكنولوژيهايي گفته مي شود كه از فرايندهاي MRO پشتيباني نموده و همزمان اطلاعات عملكردي لازم را براي تحليل و پيگيري KPI (Key Performance Indices) توليد مي نمايد.
    –داده هاي مهندسي:
    داده هاي مهندسي به همه اطلاعات دارايي ها از جمله فهرست موجودي دارايي ها، اطلاعات بهره برداري، اطلاعات نگهداري و … گفته مي شود كه بصورت الكترونيكي در يك پايگاه داده ها ذخيره مي گردد.
    –نيروي انساني:
    نيروي انساني شامل همه افرادي است كه مستقيم يا غير مستقيم در فرايندهاي MRO نقش ايفا نموده و عمدتاً در اين خصوص نيازمند آموزش و سازماندهي هستند از جمله مديران، كارمندان دفاتر فني، كارمندان عملياتي و غيره.
    7. فرايند استقرار و بهره برداري سيستم مديريت دارايي:

    مراحل استقرار و بهره برداري سيستم مديريت دارايي عبارتند از:
    –تهيه پايگاه داده ها و اطلاعات دارايي ها:
    قبل از مديريت دارايي ها نياز به آگاهي از همه اطلاعات مربوط به دارايي ها مي باشد.
    –اولويت بندي دارايي ها:
    از آنجا كه معمولاً بودجه يك سيستم مديريت دارايي محدود است بايد دارايي ها از نظر اهميت بهره برداري و نگهداري و به تبع آن اولويت تخصيص منابع مشخص گردند.
    –توسعه طرح مديريت دارايي:
    در توسعه طرح مديريت دارايي، هزينه ساليانه بهره برداري و نگهداري دارايي ها برآورد مي گردد.
    –پياده سازي طرح مديريت دارايي:
    پس از توسعه طرح مديريت دارايي بايد طرح مديريت دارايي در قالب فرايندهاي MRO با استفاده از پايگاه داده ها و اطلاعات دارايي ها و تكنولوژيهاي مورد نياز پياده سازي شده و بهره برداري گردد.
    –بازبيني و تجديد نظر در طرح مديريت دارايي:
    در حين بهره برداري از سيستم مديريت دارايي، عملكرد سيستم و نواقص احتمالي مشاهده شده و اطلاعات جديدي توليد مي گردد كه به منظور بهبود عملكرد سيستم استفاده مي شود.
    8. مراحل پياده سازي يك سيستم مديريت دارايي:

    پياده سازي يك سيستم مديريت دارايي شامل مراحل ذيل است:
    – تعريف دارايي ها
    – تعريف گروههاي دارايي
    – تعريف محل دارايي ها
    – تعريف مشخصه هاي دارايي ها
    – تعريف منابع
    – تعريف دپارتمانها
    – تعريف عمليات مورد نياز دارايي ها
    – تعريف سازمان نگهداري
    – تعريف روشهاي نگهداري
    – تعريف مواد و ابزار نگهداري
    9. تفكيك نقشها در مديريت دارايي:

    سه نقش كليدي در مديريت دارايي وجود دارد كه عبارتند از:
    –مالك دارايي:
    مالك دارايي (يا سهامداران دارايي) كه بالاترين سطح را در يك سازمان داراست يا مالك خصوصي دارايي است يا در در سيستمهاي دولتي مستقيماً كنترل و اختيار دارايي را داراست. مالك دارايي اهداف و سياستهاي مالي، حقوقي و … سازمان را تعيين نموده و بودجه را براي سازمان تعريف و تنظيم كرده و بر تعاملات سازمان با همه طرفهاي مرتبط با سازمان از جمله مشتريان، قانونگذاران، مديران و كارمندان سازمان نظارت عاليه دارد.
    –مدير دارايي:
    مدير دارايي استراتژيها و سياستها را توسعه داده و مديريت ريسك، مديريت سرمايه گذاري، مديريت بهره برداري و نگهداري و مديريت قراردادها را هدايت مي كند. مدير دارايي رويه هاي جاري در سازمان را براي كاركنان تنظيم نموده و براي تخصيص بودجه به موارد سرمايه گذاري يا بهره برداري و نگهداري و توازن ايندو تصميم گيري مي نمايد.
    –مدير خدمات فني:
    مدير خدمات فني يا ارائه كننده خدمات فني مسئوليت برنامه ريزي نگهداري و تخصيص منابع به فعاليتهاي نگهداري دارايي را به عهده دارد. به عنوان مثال مدير خدمات فني سطوح كاركنان مربوط به فعاليتهاي نگهداري، ملزومات و برنامه هاي كاري را تعيين و تنظيم نموده و بر اجراي كار نظارت دارد.
    10. فرايند داده هاي يك سيستم مديريت دارايي:

    همه داده ها و اطلاعات دارايي ها از جمله زمان بهره برداري و زمان تعميرات دارايي ها، شرايط دارايي ها و خرابي هاي هر دارايي و … جمع آوري، مديريت و تحليل مي گردد.
    –جمع آوري داده ها:
    داده ها به چهار روش دستي، نيمه خودكار، خودكار و از راه دور جمع آوري و ثبت مي گردند. اغلب داده ها عمدتاً بصورت الكترونيكي جمع آوري شده و سطح دقت مورد نياز در جمع آوري آنها به نوع كاربردشان بستگي دارد.
    –مديريت داده ها:
    داده ها پس از جمع آوري با فرمتها و در محيطهاي متفاوتي ذخيره و نگهداري مي گردند. اين فرمتها عبارتند از فرمت نوشتاري، فرمت تصويري، فرمت الكترونيكي، فرمت GIS و غيره. محيطهاي ذخيره و نگهداري نيز عبارتند از كاغذ، ديسكه سخت، نوار مغناطيسي، CD، DVD و يا تركيبي از آنها. اين داده ها بايد تا پايان عمر دارايي ها نگهداري و حفاظت شوند. داده هايي كه در زمانهاي متفاوت، بوسيله واحدهاي متفاوت، با روشهاي متفاوت جمع آوري شده و در محيطهاي متفاوت و با فرمتهاي متفاوت ذخيره مي گردند طبيعتاً بايد براي سهولت و حتي امكان استفاده بصورت متحد الشكل و يكپارچه تبديل گردند.
    –تحليل داده ها:
    تحليل داده ها عبارتند از:
    – تفسير داده هاي مرتبط با عملكرد و شرايط دارايي ها
    – تعيين بهينه ترين عملكرد
    – محاسبه هزينه هاي دارايي ها در دوره عمرشان
    – اولويت بندي بهره برداري و نگهداري هر دارايي بر اساس بودجه موجود
    11. فوايد مديريت دارايي:

    –بهبود كيفيت محصولات و خدمات ارائه شده به مشتري:
    اطلاع مداوم از شرايط فيزيكي دارايي ها و خرابي هاي روي داده از يك طرف و بهبود سيستم ارتباطي با مشتري از طرف ديگر مي تواند علاوه بر بهبود خدمات به مشتري از شكايات مشتري و دخالت قانونگذاران جلوگيري كند.
    –كاهش هزينه هاي تعميرات اضطراري:
    اطلاع از موقعيت جغرافيايي دقيق دارايي ها از صرف هزينه هاي غير ضروري به منظور جستجو و يافتن دارايي ها جلوگيري كرده و باعث تسريع در انجام تعميرات مي شود.
    –كاهش هزينه هاي دستمزد:
    تجهيز پرسنل به ابزار و قطعات يدكي متناسب با مورد تعميراتي، گماشتن پرسنل متناسب با نوع كار تعميراتي و اعزام پرسنل به موقعيت جغرافيايي دقيق محل تعميرات از تكرار كار تعميراتي جلوگيري نموده و منجر به كاهش هزينه هاي دستمزد مي شود.
    –كاهش هزينه هاي سرمايه گذاري:
    اطلاع از تاريخچه نگهداري دارايي ها باعث افزايش طول عمر دارايي ها شده و به تبع آن هزينه هاي سرمايه گذاري كاهش مي يابد.
    –كاهش هزينه هاي نگهداري:
    با برنامه ريزي مناسب نگهداري مبتني بر شرايط فيزيكي دارايي ها، از نگهداري غيرضروري اجتناب شده و هزينه هاي نگهداري كاهش مي يابد.
    –كاهش هزينه هاي تدارك كالا و انبارداري:
    برنامه ريزي مناسب و مؤثر نگهداري باعث ارتقاء دانش تدارك به موقع كالا شده و از حجم موجودي غير ضروري كالا در انبار و به تبع آن هزينه هاي مربوطه خواهد كاست.
    ساير فوايد استقرار سيستم مديريت دارايي عبارتند از:
    –حداكثر بهره مالي براي مالك/سهامداران
    –حفظ يا حتي كاهش بهاي محصولات و خدمات ارائه شده به مشتري
    –افزايش مزيتهاي رقابتي شركت
    –درك بهتر شركت از گزينه ها و ملزومات خدمات
    –دستيابي به حداقل هزينه ها در دوره عمر دارايي ها
    –درك بهتر شركت از تقاضاي مشتري و ظرفيت بهره برداري
    –مديريت بهتر ريسكهاي خرابي دارايي ها
    –سرمايه گذاريهاي كم هزينه تر
    –بهبود شرايط زيست محيطي
    –توسعه اقتصادي محلي و منطقه اي
    12. چالشهاي مديريت دارايي

    یک مدیریت دارایی موفق دارای دو اثر کلیدی است؛ بیشینه کردن استفاده از دارایی و کمینه کردن سرمایه گذاری اولیه و هزینه های بهره برداری. مدیریت دارایی باید در راستای استراتژی های تجاری سازمان عمل نموده و پاسخگوی درخواستهای مشتری، مالك/سهامدار و قانونگذار باشد. مشتری و قانونگذار به دنبال سطح بالای خدمات ارائه شده در پایین ترین هزینه ممکن می باشند در حالیکه مالك/سهامدار به دنبال حداکثر نرخ بازگشت سرمایه است. بزرگترين چالش در استراتژی مدیریت دارایی برقراري توازن بین این خواسته های مغایر با هم مي باشد. چالشهاي فرعي مديريت دارايي عبارتند از:
    – اطمينان از ثبت نواقص و خرابي ها و صدور دستور كارها
    – ارزيابي اولويت دستور كارها
    – برنامه ريزي كاهش اثرات منفي بر بهره برداري
    – اطمينان از منابع، مواد، ابزار و اسناد مورد نياز
    – تلفيق دستور كارهاي متعدد براي هر دارايي
    13. نقش فناوري اطلاعات (IT) در ارتقاء سيستم مديريت دارايي:

    تكنولوژيهاي نوين IT موقعيتي را ايجاد نموده تا سيستم مديريت دارايي با بهره گيري از آنها ارتقاء يافته و كارآمدتر گردد. برخي از مهمترين اين تكنولوژيهاي به شرح ذيل است:
    –ابزار IT قابل حمل (Mobile IT Devices)
    استفاده از ابزار IT قابل حمل براي پرسنلي كه در تأسيسات غير متمركز و پراكنده جغرافيايي فعاليت مي كنند كاربردها و فوايدي به شرح ذيل دارد:
    –پرسنل خدمات رساني به مشتري بجاي مراجعه مكرر به اداره مركزي مي توانند برنامه كاري روزانه خود را مستقيماً از طريق اين ابزار دريافت نمايند كه اين باعث صرفه جويي در زمان و هزينه و ارتقاء خدمات به مشتري و كارآيي شركت مي گردد.
    –پرسنل بازاريابي و فروش مي توانند با ارتباط آن-لاين دو سويه با ادارات مركزي شركت و مشتري از طريق پست الكترونيكي به ميزان توليد و ارائه خدمات در شركت و نيز قيمت هاي روز محصولات و خدمات از يك سو و نياز مشتري دسترسي داشته باشند كه اين باعث خدمات رساني بهتر و سريعتر به مشتري مي گردد.
    –مديران شركت مي توانند در سفر و مأموريت به پست الكترونيكي و سيستمهاي هوشمند تجاري دسترسي داشته باشند تا به صورت مداوم از وضعيت شركت و شاخص هاي كليدي عملكردي مطلع بوده و بتوانند به موقع تصميمات مقتضي را اتخاذ نمايند.
    –اطلاعات دقيق و كامل دارايي ها مي تواند در اين ابزار ذخيره شده و مهندسان را قادر سازد كه درباره مقتضيات نگهداري بهتر و سريعتر تصميم گيري نمايند.
    –پرسنل تعمير و نگهداري مي توانند مشخصات قطعات يدكي مورد نياز را با استفاده از اين ابزار و بدون دخالت اداره مركزي مستقيماً در سيستم تداركات كالا و انبارداري ثبت و يا درخواست نمايند كه اين موجب كاهش خطا در ورود اطلاعات و بهبود بهره وري مي گردد.
    تحقيقات نشان مي دهد كه ابزار مذكور از اهميت و كاربرد بيشتري در برخي صنايع از جمله يوتيليتي ها نسبت به ساير صنايع برخوردار است. به عنوان مثال در سال 2005 بيش از 70% شركتهاي يوتيليتي در اروپا درصدد بهره گيري از اين ابزار بوده اند كه در حدود 20% بيش از ساير صنايع بوده است.
    –پايش از راه دور (Remote Monitoring)
    پايش دارايي هاي برخي شركتهاي صنعتي از راه دور و با استفاده از سنسورها، ميترها و سيستمهاي اسكادا (Supervisory Control and Data Acquisition) انجام مي گردد. علاوه بر اينكه اين گونه سيستمها مي توانند اطلاعات مهمي از عملكرد دارايي ها را ارائه نمايند مي توانند با اعلام آلارم ها بروز عيب و عدم سلامت دارايي ها را نيز يادآور شوند. تلفيق سيستمهاي پايش از راه دور با سيستم مديريت دارايي مي تواند باعث ارتقاء دانش شركتها از عملكرد و سلامت دارايي هايشان گردد.
    –سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي (GIS)
    برخي شركتهاي صنعتي از تأسيسات غير متمركز و پراكنده جغرافيايي برخوردار بوده و اين موضوع مديريت دارايي هايشان را با مشكل مواجه مي نمايد. يك سيستم اطلاعات جغرافيايي مي تواند با تعريف و ثبت موقعيتهاي دقيق جغرافيايي دارايي ها، ذخيره اين اطلاعات در پايگاه داده هاي مركزي و نمايش آنها بر روي نقشه هاي مربوطه و تلفيق با ساير اطلاعات دارايي ها به طور قابل توجهي به ارتقاء و توانمندي سيستم مديريت دارايي كمك نمايد به گونه اي كه با بازيابي و مشاهده همه اطلاعات دارايي ها در اين سيستم تلفيقي مي توان علاوه بر ارزيابي خرابي به راحتي موقعيت دقيق هر دارايي را بيابد و موجب صرفه جويي در زمان و هزينه هاي تردد و تسريع در رفع مشكل گردد.
    14. مقايسه سيستم مديريت دارايي با CMMS:

    هدف از استقرار CMMS در يك سازمان مديريت دستور كارها و فعاليتهاي نگهداري پيشگيرانه است. توابع اصلي CMMS عبارتند از:
    – زمانبندي و برنامه ريزي نگهداري پيشگيرانه
    – اطمينان از قابليت دسترسي قطعات يدكي و مواد و ابزار تعميرات
    – رديابي و پيگيري شماره سريالها
    – بررسي موجودي قطعات يدكي و مواد و ابزار تعميرات و صدور درخواست خريد در صورت لزوم
    – پيگيري ضمانت نامه ها
    – اطمينان از قابليت دسترسي به نيروي انساني ماهر و آموزش ديده تعميرات
    – نگهداري از پايگاه اطلاعات قطعات يدكي و مواد و ابزار تعميرات
    – بررسي هزينه هاي نگهداري تجهيزات
    – ثبت وقايع غير منظره براي تحليل هاي آينده
    در حالي كه مديريت دارايي با تلفيق فرايند نگهداري با مديريتهاي انبارداري و تداركات كالا، قرارداد و خريد، مالي و منابع انساني به دنبال بهينه سازي برنامه ريزي نگهداري است كه نهايتاً به افزايش قابليت دسترسي دارايي ها، بهره گيري بهتر از منابع، كاهش هزينه هاي نگهداري و كنترل بهتر مبادلات مالي منجر مي گردد.

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.